یه روزی. یه جایی. یه کسی
هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی، که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
مولای عاشقان، ته نوشت:
از مولا گفتن، نه در توان محدود ذهنهای ماست که راهی به افلاک عظمت او نداریم و نه حتی در قدرت واژهها که جرعههایی از اقیانوس وجود او را به سطر آورند،
ولی به رسم ادب، به از ثواب و به قصد خوشهچینی از خرمن بیکرانه وجودش، ظرف کوچک ادراکمان را زیر باران عظمت او گرفتهایم.
این سطرهای ناچیز نیز به این نیت نگاشته شدهاند.
غرق در گناه و خواری، میلادتان را جشن میگیریم و از شما طلب مغفرت می کنیم که ما را بیامرزید....
میلادتان را نتوان به دیگران تبریک گفت،
که اگر ذره ای فکر کنیم و بدانیم که شما چه بودید، شرمنده می شویم.
- کاش دمی مهلتی بدهی به چشمانم، حرفها برایت دارند این بی نوایان
- در اعتکاف راهم ندادند.
اما دلم بیقرار است و ساعتها نادعلی خواندن را طلب میکند،
برای خودم که هیچ نمیخواهم،
- نیتم هم مال تو - !
ناد عليا مظهرالعجايب، تجده عونا لک فی النوايب
لی الی الله حاجتی و عليه معولی کلما امرته ورميت منقضی فی ظل الله و يظلل الله
لی ادعوک کل هم وغم سينجلی
بعظمتک يا الله
بنبوتک يامحمد
بولايتک ياعلی ياعلی ياعلی
| Design By : Night Skin |


