یه روزی. یه جایی. یه کسی
هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی، که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
ته نوشت: اگر تو هم مثل این درد انقدر زود به زود دلتنگ من میشدی دیگر مرا با تمام دنیا کاری نبود ! بعداً نوشت: بزار خيال كنم منم اونكه دلت تنگه براش، اونیكه وقتي تنهايي پر ميشي از خاطره هاش
الهی....
راز دل با تو چه گویم،
که تو خود راز دلی

دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی، بگذار خیال کنم بگذار، اگر چه بی خیالمی .... ! نوشته شده در 88/04/08ساعت
10:30 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |
| Design By : Night Skin |


