یه روزی. یه جایی. یه کسی
هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی، که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
اکسیر من نه آن که مرا حرف تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است ته نوشت: خواستم دعایت کنم درد امان نداد، خواستم خودم را دعا کنم یاد تو امان نداد !
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است عالم برای از تو نوشتن مرا کم است
ـ اما با همه دردم برای تو دعا کردم ـ نوشته شده در 88/04/06ساعت
8:45 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |
| Design By : Night Skin |


