یه روزی. یه جایی. یه کسی
هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی، که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
ته نوشت: - ماه رجب هم آمد،
دم به کله میکوبد و شقیقه اش دو شقه میشود،
بی آنکه بداند حلقه آتش را خواب دیده است
عقرب عاشق!
- با من غریبگی نکن، با من که درگیر توام، چشماتو از من بر ندار،
- من مات تصویر توام- !
دل من این روزها بهانه میگیرد....
باز لیلة الرغائب شد و من نمیدانم برای کدام نیتت دعا کنم ؟!
راستی تو هم اگر بر حسب اتفاق یادت بود، دعا کن که دعایم به آسمان برسد! نوشته شده در 88/04/03ساعت
14:55 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |
| Design By : Night Skin |


