یه روزی. یه جایی. یه کسی
هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی، که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
ته نوشت: آینه ای در برابر آینه ات می گذارم، تا از تو ابدیتی بسازم!
مولای زمان، جمعه ها نیز چشم انتظار شمایند!
غروب هایش با همه سنگینی و غم، دیدار شما را طلب میکنند،
جمعه هفته ای یکبار می آید،
به حال ما منتظران هر روز نظر بیافکنید....
امان از این آینه ها که تو آنها را نیز بیش تر از من دوست داری! نوشته شده در 88/03/30ساعت
9:43 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |
| Design By : Night Skin |


