تبليغاتX
یه روزی. یه جایی. یه کسی




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


یه روزی. یه جایی. یه کسی

هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی، که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی

۲۳ محرم روزیست که جنايت كاران و شب پرستان كه تحمل روشنايي آفتاب را ندارند، با تجاوز به حرمين شرفين امامين عسگرين (عليهماالسلام) سندي ديگر را بر جنايات خود افزودند. هم آنان كه با جنايات سياسي خود به دنبال ايجاد اختلاف هاي مذهبي هستند و با اعمال ننگين خود در صدد شكاف در وحدت بين مسلمانانند.

حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي ضمن تسليت مصيبت بزرگ هتك حرمت مرقد مطهر حضرات عسگريين سلام‌الله عليهما، سرويس‌هاي جاسوسي اشغالگران و صهيونيست‌ها را طراحان اصلي اين جنايت بزرگ دانستند.


                  

نوشته شده در 87/10/30ساعت 13:24 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

لعنت به من!
به سردرد!
به صهیونیست!
به خون!
به ظلم!

ته نوشت : ببخش که آزردمت.
زین پس دلم را قفل میکنم نافرمانی نکند.
آسوده باش! دیگر سلامت نخواهم گفت.

نوشته شده در 87/10/28ساعت 14:27 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی |

بیست و یک روز است غزه کربلاست !

1152 نفر شهید

5200 زخمی که شرایط حداقل 450 نفر آنها وخیم است.

 

پ.ن: الهی از اسارت نفس رهایم ساز، تا انجام اراده ات را بهتر توانم.

نوشته شده در 87/10/28ساعت 8:26 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

 
درد دارم..... درد ..... از اون دردایی که ۲۵ساله جمع شده الان بریزه بیرون، مثل تاول، مثل آبله!!!!
درد دارم مثل درد مادر اون نوزادی که سوخته بود و ناله میکرد ماما، ماما.....
درد دارم مثل درد تشنگی یه بچه شش ماهه، مثل درد نخوابیدن از ترس، مثل ترس مردن برای یه بچه هفت ساله، درد فریاد از ته دلی که هیچ کس نمیشنوه، درد دارم خدا..... مثل دلی که پاره پاره است، مثل کسی که میمیره اما هیچ کس و نداره جنازه اشو جمع کنه .... درد ترس لحظه بعد، که چه بلایی سر بچه ات میاد؟ درد مثل ترس ریزش بمب های فسفری روی سر.... درد مثل لیلایی که مجنونش داره میره ، درد مثل خواهری که خبر بدبختی برادرشو میشنوه ،درد دارم مثل درد یه عالمه حرف که میمونه تو گلو و خفه ات میکنه .... درد مثل غریبی ، درست عینه غریبی ، مثل درد آقا ، آخ که چقدر آقا غریبند! درد مثل دردی که نه کسی حرفت و میفهمه، نه کسی دردت و میدونه که بخواهد بفهمه یا نفهمه! درد مثل آدمی که تا نمیره نه کسی سراغش میاد نه کسی سراغشو میگیره، درد به اندازه بغض یه گلوی ورم کرده، درد مثل گم شدن یه مسافر غریب، درد به اندازه تلخی کلمه درد!
درد دارم خدا .... درد کوهی که همیشه کوه میمونه ، همیشه ایستاده است اما ..... اماشو نمیگم خدا، ولی یه اما تو دلم موند!

پ.ن: ببخشم خدا، الان وقت گله برای خودم نبود!

نوشته شده در 87/10/26ساعت 13:2 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی |

امروز هجدهمین روز عاشورای غزه است.

۹۲۳ نفر کشته

۴۳۰۰ نفر زخمی

همین الان معلوم نیست چند نفر به این آمارها اضافه شدند.....

الله اکبر

نوشته شده در 87/10/24ساعت 15:43 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

قصه پر غصه غزه

۸۵۴ نفر کشته

۳۶۸۱ نفر زخمی که حال حداقل نیمی از این آمار وخیم است.

این آمار مربوط به آدمه، انسان، بشر، همونی که مثل من و تو پوست و گوشت و استخون داره، هر چند که الان دیگه خیلیاشون اینارو ندارن !!!!

 

پ.ن: یادت باشه از امروز هر بار این اسم ها رو شنیدی یه الله اکبر به صبر خدا بگی:
اسرائیل، آمریکا، انگلیس، صهیونیست، صلیب سرخ، سازمان حمایت از حقوق بشر، سازمان ملل، شیوخ عرب، هی یونیسف با توام هستم!
و .... غزه ..... و هر گاه خون دیدی یاد غزه بیافت .
یاد عاشورای غزه که ۱۷ روزه ادامه داره .

نوشته شده در 87/10/23ساعت 8:58 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

گفت : آسمان زیباست وقتی تو میخندی !

مدتهاست دیگر نمیخندم و این آسمان کماکان آبی آبیست....

ته نوشت : هوای حوصله سخت ابریست.
محض خاطر دلم آفتابی شو.

نوشته شده در 87/10/22ساعت 9:55 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

آب هم شرمنده شد مولای من ....
درست مثل من ! 

راستی چرا هیچکس از رسالتتان٬ از دلتان و از قیامتان نمیگوید؟
همه گفتند مولای مظلومان تشنه بود !
مثل غزه !
همه میگویند مردمش مظلومند اما دریغ از اشاره ای به .... !



پ.ن: ترسم از روزی که دیگر دلیلم برای پ.ن و ته نوشت نباشد.

نوشته شده در 87/10/21ساعت 9:11 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

یا حسین....

هر که به گرد تو بگشت                گرد گنه نمیرود

اربابم دور شما گشتم ، مدد دهید دور گنه نگردم.

عاشورای حسین از راه رسید، ده روز است عاشورای غزه از راه رسیده ....

در عجبم از بازگشت اینگونه تاریخ آن هم در محرم!

پ.ن: عاشوراست و میدانم بیقراری!
من هم بیقرارم برای کربلا، برای عاشورا، برای مظلومیت حسین، برای غزه، برای .... !!!!

نوشته شده در 87/10/16ساعت 14:28 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

برادرم....
 زمانی که سر بر سجده داشتی و در مناجات با خالقت بودی چه دعایی کردی؟ از قادر متعال چه خواستی؟
همانجایی که به دیدار معبود شتافتی....
راستی وصالت مبارک !

دعا برای حفظ فرزندانت کردی یا آرامش ابدی مادرت ؟
آزادی وطنت را خواستی یا توان مبارزه با دشمنت را ؟
صبر خواستی برای اینهایی که میبینی یا درمان برای زخم خردسالت ؟
اشک ریختی برای همسری که رفت٬ یا شیرخوارت که گرسنه است ؟
شاید از خدا خواستی از خواب بیدار شویم ؟
تو از خواب این کابوسهایی که میبینی و من از خواب غفلت!
و هر دو همه چیز را مرتب ببینیم ....
تو از خدایت چه خواستی ؟
بگو من هم همان را برایت بخواهم ....

شبیه اعراب شده ام !
با این تفاوت که آنان اگر بخواهند میتوانند کاری برایت بکنند اما من !!!!
میخواهم اما هیچ کاری نمیتوانم بکنم !

نوشته شده در 87/10/15ساعت 9:1 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

کربلا

عاشورا

غزه

خون

 

پ.ن: - شاید فقط شاید ! حکمت امروز غزه برای این است که من و تو برسیم به درک عاشورا !
- خدا چه گزاف قیمتی میپردازد برای درک من و تو !

نوشته شده در 87/10/14ساعت 8:54 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

آسمان اینجا از من و تو حرمت نگه دار تر است !

او هم برای مظلومیت آقا ابا عبدالله اشک میریزد.

و از آسمان غزه باران بمب میریزد و از زمینش اشک و خون !

اینجا رحمت است و آنجا حکمت !!!!

در غزه به جای غذا خون نذر میدهند .

دلت حق دارد که بغض کند....

وسعت مظلومیت زیاد است و گرنه بیش از اینها تاب میاوردی.

آسمان هم اینجا برای این مظلومیت هاست که بغض دارد و میبارد.

بغضت را به آسمان اینجا بسپار تا شاید ببارد و دلت آرام گیرد ....

نوشته شده در 87/10/12ساعت 11:23 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

حافظا .... شاید اگر در طلب گوهر وصل

دیده دریا کنم از اشک و درو غوطه خورم

ته نوشت :
- پنداشتم سکوتم ناگفته ها را برایت میگوید!
ز یاد برده بودم تو چشمهایم را نمیبینی تا برایت سخن بگویند.

- غزه با اشک و خون یکی شد.

نوشته شده در 87/10/11ساعت 12:20 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

فریاد یا محمد(ص) ، کشتند امتت را

و غزه در آتش و خون ....

چشم هامان در خواب، دلهامان پنهان در برف،

شیطان ، ایستاده مستان،

سازمان های جهانی ، این غلامان مطیع !

در خفقان سکوت ....

سران عرب، پنهان زیر چادرهای زنانشان،

و مردمان غزه چشم انتظار....

 

ته نوشت :
غزه کربلاست و این روزها هر روزش عاشورا

نوشته شده در 87/10/09ساعت 8:42 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

اینروزها تکرار میشوم

در اندوه تلاطم نیلوفر آبی

در برکه ای خاموش ....

 

نوشته شده در 87/10/08ساعت 8:50 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

ترسم تو بیایی و من آنروز نباشم؟

ته نوشت:
- شمارش معکوس محرم داره تموم میشه ، هواست هست ؟
آخ یادم نبود تو همیشه هواست هست....
- مشامم پر از بوی محرم است، درست مثل تو .

نوشته شده در 87/10/07ساعت 8:52 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

 

دلتنگم و دیدار تو درمان من است!

پ.ن : اما انگار حتی نیستی که بخونی !

بابانوئل با گوزناش تو جورابم هدیه گذاشت!

نوشته شده در 87/10/05ساعت 8:56 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

پ.ن: دلم برای تقدس مریم تنگ است! 

نوشته شده در 87/10/04ساعت 9:25 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

چشمهایت را ببند نبینی!

گوشهایت را بگیر نشنوی!

دستهایت را پنهان کن لمس نکنی!

من که هیچ ! شیطان هم نمیتواند سد راهت شود٬

مقصد خداست....

به مقصد رسیدنت را در انتظارم.

گویی خدا هم در انتظار است.

پ.ن :به مقصد که رسیدی٬ تو هم با خدا در انتظار آمدنم باش!

من نیز گاهی دزدانه به آسمان نگاه میکنم!

 

نوشته شده در 87/10/03ساعت 9:1 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

نبودی نبودم تو هستی که هستم
به تو تکیه میدم تو رو می پرستم
به تو تکیه میدم  که عاشق ترینی
که دلواپس لحظه های زمینی

من از تو نگفتم چه می گرفتی
به یادت نبودم ندیده گرفتی

می خوام مثل آیینه پیش روت بشینم
تو رو با تموم وجودم ببینم

بذار روح من با نگات زیر و رو شه
بذار پیرهن آسمون و بپوشه
همه دلخوشی هام گذشت و تو موندی
تو بیراهه هام و به مقصد رسوندی

امیدم بجز تو شده نا امیدی
همیشه تو آخر به دادم رسیدی

ته نوشت: با توام! گوش کن....
یک قناری حرف برای گفتن دارم
یک سوسن حوصله برای شنیدن داری؟

نوشته شده در 87/10/02ساعت 9:59 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |


Design By : Night Skin