یه روزی. یه جایی. یه کسی
هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی، که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
ته نوشت : ببخش که آزردمت. 1152 نفر شهید 5200 زخمی که شرایط حداقل 450 نفر آنها وخیم است. پ.ن: الهی از اسارت نفس رهایم ساز، تا انجام اراده ات را بهتر توانم. پ.ن: ببخشم خدا، الان وقت گله برای خودم نبود! ۹۲۳ نفر کشته ۴۳۰۰ نفر زخمی همین الان معلوم نیست چند نفر به این آمارها اضافه شدند..... الله اکبر ۸۵۴ نفر کشته ۳۶۸۱ نفر زخمی که حال حداقل نیمی از این آمار وخیم است. این آمار مربوط به آدمه، انسان، بشر، همونی که مثل من و تو پوست و گوشت و استخون داره، هر چند که الان دیگه خیلیاشون اینارو ندارن !!!! پ.ن: یادت باشه از امروز هر بار این اسم ها رو شنیدی یه الله اکبر به صبر خدا بگی: مدتهاست دیگر نمیخندم و این آسمان کماکان آبی آبیست.... ته نوشت : هوای حوصله سخت ابریست. هر که به گرد تو بگشت گرد گنه نمیرود اربابم دور شما گشتم ، مدد دهید دور گنه نگردم. عاشورای حسین از راه رسید، ده روز است عاشورای غزه از راه رسیده .... در عجبم از بازگشت اینگونه تاریخ آن هم در محرم! پ.ن: عاشوراست و میدانم بیقراری! عاشورا غزه خون پ.ن: - شاید فقط شاید ! حکمت امروز غزه برای این است که من و تو برسیم به درک عاشورا ! او هم برای مظلومیت آقا ابا عبدالله اشک میریزد. و از آسمان غزه باران بمب میریزد و از زمینش اشک و خون ! اینجا رحمت است و آنجا حکمت !!!! در غزه به جای غذا خون نذر میدهند . دلت حق دارد که بغض کند.... آسمان هم اینجا برای این مظلومیت هاست که بغض دارد و میبارد. بغضت را به آسمان اینجا بسپار تا شاید ببارد و دلت آرام گیرد .... دیده دریا کنم از اشک و درو غوطه خورم ته نوشت : - غزه با اشک و خون یکی شد. و غزه در آتش و خون .... چشم هامان در خواب، دلهامان پنهان در برف، شیطان ، ایستاده مستان، سازمان های جهانی ، این غلامان مطیع ! در خفقان سکوت .... سران عرب، پنهان زیر چادرهای زنانشان، و مردمان غزه چشم انتظار.... ته نوشت : ته نوشت: دلتنگم و دیدار تو درمان من است! پ.ن : اما انگار حتی نیستی که بخونی ! دست از طلب ندارم تا کام من برآید پ.ن: دلم برای تقدس مریم تنگ است! گوشهایت را بگیر نشنوی! دستهایت را پنهان کن لمس نکنی! من که هیچ ! شیطان هم نمیتواند سد راهت شود٬ مقصد خداست.... به مقصد رسیدنت را در انتظارم. پ.ن :به مقصد که رسیدی٬ تو هم با خدا در انتظار آمدنم باش! ته نوشت: با توام! گوش کن....
حضرت آيت الله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي ضمن تسليت مصيبت بزرگ هتك حرمت مرقد مطهر حضرات عسگريين سلامالله عليهما، سرويسهاي جاسوسي اشغالگران و صهيونيستها را طراحان اصلي اين جنايت بزرگ دانستند.

به سردرد!
به صهیونیست!
به خون!
به ظلم!
زین پس دلم را قفل میکنم نافرمانی نکند.
آسوده باش! دیگر سلامت نخواهم گفت.
درد دارم..... درد ..... از اون دردایی که ۲۵ساله جمع شده الان بریزه بیرون، مثل تاول، مثل آبله!!!!
درد دارم مثل درد مادر اون نوزادی که سوخته بود و ناله میکرد ماما، ماما.....
درد دارم مثل درد تشنگی یه بچه شش ماهه، مثل درد نخوابیدن از ترس، مثل ترس مردن برای یه بچه هفت ساله، درد فریاد از ته دلی که هیچ کس نمیشنوه، درد دارم خدا..... مثل دلی که پاره پاره است، مثل کسی که میمیره اما هیچ کس و نداره جنازه اشو جمع کنه .... درد ترس لحظه بعد، که چه بلایی سر بچه ات میاد؟ درد مثل ترس ریزش بمب های فسفری روی سر.... درد مثل لیلایی که مجنونش داره میره ، درد مثل خواهری که خبر بدبختی برادرشو میشنوه ،درد دارم مثل درد یه عالمه حرف که میمونه تو گلو و خفه ات میکنه .... درد مثل غریبی ، درست عینه غریبی ، مثل درد آقا ، آخ که چقدر آقا غریبند! درد مثل دردی که نه کسی حرفت و میفهمه، نه کسی دردت و میدونه که بخواهد بفهمه یا نفهمه! درد مثل آدمی که تا نمیره نه کسی سراغش میاد نه کسی سراغشو میگیره، درد به اندازه بغض یه گلوی ورم کرده، درد مثل گم شدن یه مسافر غریب، درد به اندازه تلخی کلمه درد!
درد دارم خدا .... درد کوهی که همیشه کوه میمونه ، همیشه ایستاده است اما ..... اماشو نمیگم خدا، ولی یه اما تو دلم موند!
اسرائیل، آمریکا، انگلیس، صهیونیست، صلیب سرخ، سازمان حمایت از حقوق بشر، سازمان ملل، شیوخ عرب، هی یونیسف با توام هستم!
و .... غزه ..... و هر گاه خون دیدی یاد غزه بیافت .
یاد عاشورای غزه که ۱۷ روزه ادامه داره .

محض خاطر دلم آفتابی شو.
درست مثل من !
راستی چرا هیچکس از رسالتتان٬ از دلتان و از قیامتان نمیگوید؟
همه گفتند مولای مظلومان تشنه بود !
مثل غزه !
همه میگویند مردمش مظلومند اما دریغ از اشاره ای به .... !
پ.ن: ترسم از روزی که دیگر دلیلم برای پ.ن و ته نوشت نباشد.


من هم بیقرارم برای کربلا، برای عاشورا، برای مظلومیت حسین، برای غزه، برای .... !!!!
زمانی که سر بر سجده داشتی و در مناجات با خالقت بودی چه دعایی کردی؟ از قادر متعال چه خواستی؟
همانجایی که به دیدار معبود شتافتی....
راستی وصالت مبارک !
دعا برای حفظ فرزندانت کردی یا آرامش ابدی مادرت ؟
آزادی وطنت را خواستی یا توان مبارزه با دشمنت را ؟
صبر خواستی برای اینهایی که میبینی یا درمان برای زخم خردسالت ؟
اشک ریختی برای همسری که رفت٬ یا شیرخوارت که گرسنه است ؟
شاید از خدا خواستی از خواب بیدار شویم ؟
تو از خواب این کابوسهایی که میبینی و من از خواب غفلت!
و هر دو همه چیز را مرتب ببینیم ....
تو از خدایت چه خواستی ؟
بگو من هم همان را برایت بخواهم ....
شبیه اعراب شده ام !
با این تفاوت که آنان اگر بخواهند میتوانند کاری برایت بکنند اما من !!!!
میخواهم اما هیچ کاری نمیتوانم بکنم !
- خدا چه گزاف قیمتی میپردازد برای درک من و تو !
وسعت مظلومیت زیاد است و گرنه بیش از اینها تاب میاوردی.

- پنداشتم سکوتم ناگفته ها را برایت میگوید!
ز یاد برده بودم تو چشمهایم را نمیبینی تا برایت سخن بگویند.
غزه کربلاست و این روزها هر روزش عاشورا
در اندوه تلاطم نیلوفر آبی
در برکه ای خاموش ....


- شمارش معکوس محرم داره تموم میشه ، هواست هست ؟
آخ یادم نبود تو همیشه هواست هست....
- مشامم پر از بوی محرم است، درست مثل تو .

بابانوئل با گوزناش تو جورابم هدیه گذاشت!
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
گویی خدا هم در انتظار است.
من نیز گاهی دزدانه به آسمان نگاه میکنم!
به تو تکیه میدم تو رو می پرستم
به تو تکیه میدم که عاشق ترینی
که دلواپس لحظه های زمینی
من از تو نگفتم چه می گرفتی
به یادت نبودم ندیده گرفتی
می خوام مثل آیینه پیش روت بشینم
تو رو با تموم وجودم ببینم
بذار روح من با نگات زیر و رو شه
بذار پیرهن آسمون و بپوشه
همه دلخوشی هام گذشت و تو موندی
تو بیراهه هام و به مقصد رسوندی
امیدم بجز تو شده نا امیدی
همیشه تو آخر به دادم رسیدی

یک قناری حرف برای گفتن دارم
یک سوسن حوصله برای شنیدن داری؟
| Design By : Night Skin |

