تبليغاتX
یه روزی. یه جایی. یه کسی




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


یه روزی. یه جایی. یه کسی

هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی، که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی

هزار تیر حادثه کمین گرفته در کمان                                                                                                

ولی اگر نخواهد او یکی رها نمی شود

نوشته شده در 87/05/31ساعت 11:32 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

یازده پله زمین رفت به سوی ملکوت                                   یک قدم مانده . زمین شوق تکامل دارد

نوشته شده در 87/05/28ساعت 12:20 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

 جز پروردگار جهان هیچ کس نمیداند چه فردایی داریم و اوست داننده مطلق .... امروزها بر خلاف دیروزها دریا برایم آرامش بود و بس... به یاد داری چه طوفانی بر دریا حاکم بود و درون من از آن طوفان خشمگین تر ...

یاد بگیریم خداوند عالم تر نیست خداوند عالم  است ... الله عالم

نوشته شده در 87/05/28ساعت 9:10 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

همه چیز بازی بازیه مگه نه ؟ مطمئن نیستم اما میگم بازیه ... خدا کنه نباشه و خدا کنه منم بازیکن نشم ... شایدم بازی نیست ... منتظر میمونم ...

نوشته شده در 87/05/19ساعت 10:16 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ.


و كسانى را كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته انجام داده‏اند مژده ده كه ايشان را باغهايى خواهد بود كه از زير [درختان] آنها جويها روان است هر گاه ميوه‏اى از آن روزى ايشان شود مى‏گويند اين همان است كه پيش از اين [نيز] روزى ما بوده و مانند آن [نعمتها] به ايشان داده شود و در آنجا همسرانى پاكيزه خواهند داشت و در آنجا جاودانه بمانند.

نوشته شده در 87/05/14ساعت 8:45 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

کمی سرگردانم...

شاید شده تا حالا دلت برای خودت بدجور بسوزه... شاید برای تنهایی  و مظلومیت خودم دلم سوخت ...

این روزها بیش از قبل آشفته ام ... همه هستند و من تنهای تنهایم . چرا همیشه من مسکن؟ چرا همیشه من مرحم؟ ای بابا خسته شدم ... نمیشه یکی دیگه بیاد و به من آرامش بده ...

خدایا ... این چند روز را هم خودت بگذرون ... میخواهم به نقطه مطلق برسم نه مجهول الان...

خدایا مبادا نگاهت را از من برگیری ... مبادا در این کوچه ها دستم را رها کنی....

       

نوشته شده در 87/05/13ساعت 11:8 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

همسفر تنها نرو        ....           بگذار تا با هم بریم      ....         سرنوشتمون یکیست     ....         هر دومون مسافریم   ....

 

                                                                                                   

نوشته شده در 87/05/06ساعت 9:39 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |

بعد از پست قبلی تا مدتها قصد آپ کردن نداشتم اما امروز فقط از خدا سوال دارم ....

خدایا میدانم که میدانی چه میگویم ...خدایا حرفم را میشنوی و نگاهم را میبینی ... خدایا گویند حکیمی حکمت را میخواهم گویند رحیمی اکنون رحمتت را میخواهم ....

قول داده بودم در حکمتت دخالت نکنم .
قول داده بودم هر چی شنیدم و دیدم مهر سکوت به لبام بزنم و بگم شکرت هر چی خودت صلاح میدونی .سره قولم بودم ... نبودم ؟؟؟!!!
یادم دادند هر روز صبح بگویم خدایا ... بزرگا.... تو کمک کن امروز هر کاری میکنم رضای تو درش باشد نه خواسته من ... کمک کن فقط چشم گویم و جر اطاعت امر تو حتی اگر بر خلاف میلم باشد سخنی نگویم ...

اما امروز فقط یک سوال دارم ؟ آیا به اندازه توان افراد بر آنها مصیبت وارد میشود ؟

خدایا چرا از تنهاترین انسانها که برای وصل و رسیدن به معبودشان لحظه شماری میکنند آخرین بهانه هایشان برای ماندن در این دیار نیز گرفته میشود ؟

خدایا صبر بده به آنها که با یقین کامل نگاه دلشان تنها به سوی رحمت بیکران توست . 

پ.ن: دلگرفتگی امروز یه روزی. یه جایی. یه کسی برای خودش نیست . دعا کنید نه برای من ... برای کسی که خدا برگه امتحان و داده دستش . دعا کنید قبول شه.

نوشته شده در 87/05/01ساعت 13:0 توسط یه روزی. یه جایی. یه کسی | |


Design By : Night Skin