یه روزی. یه جایی. یه کسی
هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی، که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
الهی آمین به دنبال فرصت باش نه امنيت. جاي قايق در بندرگاه امن است ، اما به مرور زمان كفه اش خواهد پوسيد. براي خريدن عشق هر كس هر چه داشت آورد ، ديوانه هيچ نداشت و گريست گمان كردند چون هيچ ندارد ميگريد اما هيچ كس ندانست قيمت عشق اشك است.
دیشب به اندازه یه دریا اشک ریختم تا ثابت کنم دیوانه ام ...
آنها با همسرانشان در زير سايهها بر تختها تكيه مىزنند
در آنجا براى آنها [هر گونه] ميوه است هر چه دلشان بخواهد
و از جانب پروردگار مهربان [به آنان] سلام گفته مىشود ...

اين عجب بين كه چه نوري ز كجا ميبينم
جلوه بر من مفروش اي ملك الحاج كه تو
خانه ميبيني و من خانه خدا ميبينم
خواهم از زلف بتان نافه گشايي كردن
فكر دور است همانا كه خطا ميبينم
سوز دل اشك روان آه سحر ناله شب
اين همه از نظر لطف شما ميبينم
هردم از روي تو نقشي زندم راه خيال
با كه گويم كه در اين پرده چها ميبينم
كس نديده است ز مشك ختن ناقه چين
آنچه من هر سحر از باد صبا ميبينم
دوستان عيب نظر بازي حافظ مكنيد
كه من او را ز محبان شما ميبينم



خدایا کجای راهم ؟ 
برای همیشه دوستت داریم...

| Design By : Night Skin |


