یه روزی. یه جایی. یه کسی
هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی، که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
چرا اتفاقای بد همیشه وقتی میفتن که کمی احساس آرامش داری ؟ چرا اعتقادامون اونقدر ضعیفه که اینارو باور نداریم ؟ چرا نمیتونم ناگفته ها رو بگم ؟ چرا انقدر ضعف دارم که صدای خدا رو نمیشنوم ؟ خدایا دست به آسمونتم . خودت که خوب میدونی ... دارم میتازم و از این تاختن شادم ...چون میدونم خدا باهامه . اونه که مسیره تاختن و برام درست کرده ... حسش میکنم . این یعنی بوسه گرم خداوند بر زندگی وقتی همه چیز یخ میزند ... 


| Design By : Night Skin |


